گیلانغرب زیر ذره بین
از همه ی عزیزانی که لطف داشتند و مطالب نچندان جذاب و کامل اینجانب را خوانده اند کمال تقدیر و تشکر دارم.به چند جهت مطالب وبلاکم را ناقص میدانم.۱-مطالب اصلی و کاملتر بنده در معرفی شهرستان گیلانغرب و ایل بزرگ کلهر در هفته نامه های کلهر - غرب و صدای آزادی که در گسترده ی ۵ استان غرب میباشند تا به حالا به چاپ رسیده است و با توکل به خدا در شماره های بعدی نیز چاپ میکنم.۲- با توجه به اینکه قصد چاپ کتابی در خصوص سیر تحولات و زندگانی سیاسی-اجتماعی مردمان ایل سلحشور و شجاع کلهر را دارم از افشای مطالب اصلی و جامع کتاب برای حفظ امانت معذورم.اما با استعانت از خداوند متعال و یاری و همکاری دوستاداران فرهنگ و تمدن کلهر و نیز بزرگان و سران طوایف مختلف نظیر جناب شیرزادخان شیرزادی-حشمت خان حشمتی-احمدخان یزدانپناه- قبادخان قبادیان و سایر بزرگان و نیز رهنمود ها و مشاوره های اساتید عزیزم و صاحبان قلم در این زمینه نظیر استاد اردشیر کشاورز در هفته های آینده مطالب کاملتری در وبلاکم به چاپ میرسانم و آنها را نیز به صورت مقاله در هفته نامه ها و مطبوعات نیز به چاپ میرسانم تا زمینه های چاپ کتابم فراهم شود.

 

                                                     با تشکر-ارادتمند شما علی عبدالمحمدی


برچسب‌ها: سخن مدیر وبلاک گیلانغرب زیر ذره بین با خوانندگان
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم مهر 1391ساعت 17:6  توسط علی عبدالمحمدی  | 

جاسم عبدالمحمدی آزاده برتر کشور در سال ۱۳۰۸در شهرستان کرند غرب دیده به جهان گشود.۴۰هکتار زمین داروندار پدرش بود،۱۶ساله بود که پدرش را از دست داد و شروع به فعالیت بازرگانی کرد و همراه با دوستانش از کشور عراق پارچه و چای می آورد.با شکل گیری نهضت جمهوری اسلامی و تبعید  آیت الله ربانی به شهر گیلانغرب با ایشان آشنا شد و از جمله محدود یاران و دوستان او در امر پخش اعلامیه ها و سخنرانی های امام خمینی (ره)در شهرستان گیلانغرب بود.فعالیت های جاسم بیشتر شد و ماموران ساواک به دنبال او افتادند و سرانجام در سال ۱۳۴۴برای اولین بار بازداشت شد و به اصطلاح سابقه دار شد،از او ۱۰۰پاکت فشنگ کلت گرفتندو راهی زندان شد.در سال ۱۳۴۹برای دومین بار گرفته شد و این بار او را به جرم حمل اعلامیه های امام خمینی گرفتند و۶ماه در زندان کرمانشاه ممنوع الملاقات شد۰چند ماه پس از آزادی، مجددا به جرم خروج غیرمجاز از مرز محکوم به ۵ماه زندان شد.در سال ۱۳۵۳به دستور آیت الله ربانی به عراق می رود و ۱۸ قبضه اسلحه کمری ایتالیایی با قیمت قبضه ای ۲۴۰تومان از آنجا می آورد ولی توسط نیروهای ساواک شناسایی و به ۲سال زندان محکوم می شود. در تاریخ ۶بهمن ۱۳۵۷ از مرز رد می شود و به خانه ی شیوخ مندلی می رود و از آنها تقاضای کمک می کند ولی آنها با نامردی تمام جاسم را تحویل دادگاه بغداد می دهند.ولی سرانجام با پیروزی انقلاب و با پیگیری های وزارت کشور آزاد می شود.جاسم شاهد شهد شیرین پیروزی انقلاب است که عراق به ایران حمله می کند و او درسال ۱۳۵۹در ذهاب دستگیر و۱۰سال دیگر از عمرش را در زندان های رمادیه عراق می گذراند و به این ترتیب دین خود را نسبت به انقلاب و امام ادا می کند.در کتاب از پشت سیم های خاردار به نقل از جاسم عبدالمحمدی آمده است:((روزی عراقی ها تمام اردوگاه را پاک کردند و با چیدن غذاهای جورواجور روی سفره ی بزرگی که آماده کرده بودند ما را خوشحال کردند که شاید بعد از سالها به ما یک غذای کامل بدهند.جاسم در میان تمام غذاها تنها کاسه ماست را برگزیده بود تا وقتی که اجازه ی خوردن صادر شد،به سراغش برود.چند وقت بود که ماست نخورده بود.اما عراقی فقط از سفره ی غذا و اسرایی که کنارش بودند فیلم برداری کردند و بعد هم همه را به اتاق هایشان برگرداندند.و او و تمام اسرا فقط به آن همه غذا نگاه کردند و هیچ وقت مزه ی آنها را نچشیدند .پس از این واقعه جاسم به همسرش نامه ای نوشت و از او خواست تا به همه ی اهل محل ماست نذری بدهد.))

مدال این همه خدمت جاسم به انقلاب در سال ۱۳۸۷در دومین کنگره فجرآفرینان به او اهدا گردید که از طرف رییس جمهور جناب آقای دکتر احمدی نژاد به عنوان یکی از ۳۰آزاده نمونه کشور انتخاب گشت.

+ نوشته شده در  شنبه دوم بهمن 1389ساعت 18:33  توسط علی عبدالمحمدی  | 

 

شهید صفر خوشروان از شهدای نامی در جبهه های حق علیه باطل گیلانغرب میباشد که در سال 1334در شهرستان گیلانغرب دیده به جهان گشودند و از همان دوران کودکی نشان داد که انسانی خلاق و با تفکر است .در دوران تحصیل از بهترین دانش آموزان بوده وهمیشه شاگرد اول مدرسه بوده است.او در دوران مدرسه خود را به عنوان دانش آموزی خلاق ومبتکر ثابت کرده بود .در سال سوم راهنمایی بوده است که با توجه به علاقه اش به کارهای فنی یک ماشین دروگر می سازد و این ماشین مانند کمپاین  حرکت می کند و درو میکند ،این جریان نبوغ ذاتی و استعداد صفر را نمایان می کند.ایشان در دوران دبیرستان نیز یک بار با کمترین وسایل اقدام به ساخت هلی کوپتر (هواپیما)کوچکی میکند که به هوا می رود و پرواز میکند.

شیرمحمد گودرزی از معلمان شهید صفر می گوید:هوش صفر منحصر به فرد بود و او همیشه در نمراتش خیلی با بقیه اختلاف می انداخت و از آنها بسیار زرنگ تر بود.

صفر خوشروان در آغاز جنگ بنا به عرقش به وطن وارد جبهه شد و با توجه به تیزی و قدرت خارق العاده وی در هنگام درگیری ها عملیات های مهمی با فرماندهی ایشان اجرا می گشت .او سربازی بود که فقط عشق به انقلاب و امام به میدان روانه اش کرده بود و از هر لحاظی ثابت کرده بود که حاضر است جانش را در راه حفظ ناموس و شرافت وطنش هدیه کند .

احمد شیرزادی در کتاب اوج عشق می گوید:((در تابستان1360به مدت 5ماه صفر از گردان دور بود و فقط خودش و مسئولین سپاه خبر داشتند که در این مدت کجاه رفته و چه کار میکند اما  بعدها فهمیدم که شهید خوشروان در این مدت مخفیانه به قلب دشمن رفته گاهی تا 30کیلومتری استحکامات دشمن نفوذ می کند.او با سرسختی و مقاومت زیاد گاهی 5تا10روز در شیارها ودره ها و سنگها می ماند واز دشمن اطلاعات می گیرد و با دوربین عکاسی خود از تجهیزات دشمن عکس می گیرد تا اینکه سرانجام بعد از مدت 3ماه مقدمات عملیات مطلع الفجر را فراهم می کند.))

ایشان سرانجام در تاریخ 31خرداد1361ودر ساعت۳۵/۱۳دقیقه ظهر و در حال خنثی کردن مین و بر اثر انفجار یک مین لبیک می گوید و به سوی معبودش پر می کشد.

روحش شاد ویادش گرامی...

+ نوشته شده در  جمعه یکم بهمن 1389ساعت 23:52  توسط علی عبدالمحمدی  | 

شهرستان گیلانغرب از جمله شهرهایی بوده است  که در دوران جنگ تحمیلی مورد تهاجم و بی رحمی های سربازان بعثی عراق قرار گرفته است  و در طول ۸سال دفاع مقدس شاهد شهادت و جانباز شدن بسیاری از جوانان رشید این دیار بوده است.حقیقتا در طول جنگ ایران و عراق پینه های جبران ناپذیری بر پیکره ی شهر وارد گشته  که تا ابد این پینه ها ترمیم نمی شوند و آثار آن همچنان بر پیکره شهر نمایان است. شاید بعد از جنگ تحمیلی خسارات مالی تا حدی جبران گشته اند و ویرانی ها درست شده باشند اما هیچ وقت قلب مادر داغ دیده ای که هنوز پیکر پرپرشده ی پسر ۱۹ساله اش را به تصور می آورد، ترمیم نمی شود و تمام دنیا برای او پسرش نمی شود.هیچ چیز برای جوان گیلانغربی تلخ تر از لحظه ی اسیر شدن پدرش نیست .هنوز که هنوز است مردم دیره از بمباران شیمیایی دیره در سالهای جنگ رنج می برند و آثار آن  بمباران هنوز روی اعصاب،قلب و عروق،ریه و تنفس آنها اثر دارد .آیا تمام دنیا برای یک جانباز به پاهای قطع شده اش می شوند؟این ها فقط بخشی از صدمات جنگ بودند و از شهادت نخبگانی همچون شهیدان قلی پور،خوشروان،بسیطی،شعله ور،حسین پور و...می گذریم کسانی که شاید امروز بودند حد کم محسن رضایی ها و یا احمدی نژاد هایی بودند که مثل شهادتشان باعث سرافرازی بیشتر نام گیلانغرب همیشه قهرمان می شدند.

نشان این افتخارات آن جاست که مقام معظم رهبری شهر ما را دومین شهر مقاوم کشور می نامد و میگوید:((برای من یک افتخار است که با مردم شهیدپرور و سلحشور گیلانغرب دیدار کنم.))

مردم گیلانغرب همواره پیرو خط ولایت بوده اند و مجاهدان همیشگی نام ایران اسلامی بوده اند و خواهند بود.

+ نوشته شده در  جمعه یکم بهمن 1389ساعت 0:19  توسط علی عبدالمحمدی  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام دی 1389ساعت 11:32  توسط علی عبدالمحمدی  | 

ایل کلهر از جمله بزرگترین ایلات کشور می باشد که همواره سیر حوادث و رویدادهای فراوان بوده است.همواره مورخان از شکل گیری این ایل در دوره صفویه یاد میکنند و تا قبل از آن نامی از ایل در اسناد وکتب نبوده است .در دوره صفویه کلهر ۵۰۰نفر جنگجو را برای حکومت آماده و به عنوان یاساقی تحویل این حکومت  داده است.ایلخانان کلهر در دوره صفویه ذوالفقارخان در بغداد وبعد از ایشان منصور وشهباز در ماهیدشت ونیزپلنگان در کردستان (مریوان)بوده است.در دوره افشار نیز مردمان کلهر در خدمت حکومت بوده اند و حتی افرادی از ایل در لشگر کشی های نادر در رکاب شاه افشاری بوده اند.در دوره زند ایل کلهر از قدرت وافر وبالایی برخوردار بوده است و مرکز این ایل در شهر ایوان غرب بوده است وایلخان علیخان کلهر بوده است.در سفر کریم خان زند به منطقه طی یک ازدواج سیاسی شاه زند با قدم خیر دختر محمدخان کلهر و برادرزاده علیخان ازدواج میکند و تعدادی از سواران جنگی ایل کلهر را با خود به شیراز می برد.در دوره قاجار حکومت کلهر در دست خاندان حاجی زادگان و یاوری بوده است که آنها افرادی خوش نشین بودند و مرکزیت کلهر را به کرمانشاه بردند.پس از این خاندان این داوودخان از تیره عبدالمحمدی بود که با تسلط وپیروزی بر ۳رقیب خود یعنی اکبرخان سیاه سیاه ،والی پشتکوه ونعمت الله خان شیانی بر قدرت ایل کلهر نشست و با تشکیل کنفدراسیون غرب خود را در راس هرم قدرت غرب کشور قرار داد.او در ابتدا در پی حمایت از مشروطه علیه سالارالدوله قشون کشی کرد و او را در نهاوند شکست داد اما بعدا بنا به دلایل مختلف به سوی سالارالدوله گرایش پیدا کرد و به مخالفت با مشروطه پرداخت و سرانجام در سال ۱۲۹۱ همراه با پسرش علی اکبر خان سردار جنگ در جنگی در نزدیکی صحنه با اسلحه  ماگزیم (۶۰تیر) کشته شد .پس لزداوود خان سلیمانخان با لقب امیراعظم ثانی به حکومت کلهر رسید .در دوران ایشان جنگ جهانی اول رخ داد که عباس خان امیرمعظم برادر زاده اش در طی دو جنگ توانست قوای روس را شکست دهد و آنها را از کنگاور فراری دهد.سرانجام سلیمان خان به دست دیگر برادرزاده اش پاشا خان کشته شد و عباس خان به قدرت رسید اما دیری نپایید که عباس خان گرفتار طله رضا خان شد و. به مدت ۱۳سال در زندان دژبان و قصرقجر اسیر شد.در این دوران اعظمی سرپرستی کلهر را بر عهده داشت و۳جنگ مهم از جمله درگیری با قوای بریتانیا در جنگ جهانی دوم ونیز خدماتی همچون ساخت مدرسه کورش کبیر و کارخانه پنبه را در کارنامه خود به ثبت رساند.سرانجام ایشان نیز در سال ۱۳۲۱به دست باجناقش هژبر کشته شد و دوباره با آزادی عباس خان و تغییرسلطنت قدرت در دست امیر مخصوص قرار گرفت و۳دوره متوالی به عنوان نماینده مردم کرمانشاه در ادوار ۱۴-۱۵-۱۶مجلس شورای ملی انتخاب گشت و سرانجام در سال ۱۳۳۴در فرانسه و طی توطئه محمدرضا شاه به قتل رسید واز آن پس قدرت کلهر به دست کلانتران محلی افتاد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام دی 1389ساعت 11:9  توسط علی عبدالمحمدی  | 

شهرستان گیلانغرب در غرب استان کرمانشاه قرار دارد .این شهرستان حدود هفتاد هزار نفر جمعیت دارد و  تمام مردم این شهرستان شیعه هستند و با زبان شیرین کردی کلهری صحبت می کنند.

قدمت این شهرستان به دوران اواخر حکومت قاجار بر می گردد و قبل از آن با عنوان امله از آن یاد شده است.وجه تسمیه آن این است که در سفر رضاشاه در سال ۱۳۰۹به منطقه ،طبیعت این  شهر را شبیه به جنگل ها و طبیعت گیلان شمال می داند به همین دلیل اینجا را گیلانغرب می نامد.

شهرستان گیلانغرب مرکز ایل بزرگ کلهر می باشد و در تحولات منطقه در طول تاریخ نقش موثری داشته است و مردمان این شهر ثابت کرده اند که سربازان بی ادعای نام ایران هستند وبارها در موقع به خطر افتادن نام ایران جان خود را بدون منت تقدیم این آب وخاک کرده اند.

در دوران مشروطیت،جنگ جهانی اول ،جنگ جهانی دوم و دفاع مقدس این مردمان از خود رشادت وفداکاری به خرج داده اند و وطن دوستی خود را زبان زد خاص وعام کرده اند تا جایی که در جنگ تحمیلی از طرف مقام معظم رهبری به عنوان دومین شهر مقاوم کشور نایل گشتند. 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام دی 1389ساعت 1:39  توسط علی عبدالمحمدی  |